X
تبلیغات
آموزش ابتدایی - رفتار والدين با کودکان

آموزش ابتدایی

این وبلاگ در خصوص آموزش و پرورش در ایران به نکاتی تخصصی آموزش خواهد پرداخت

رفتار والدين با کودکان

به مناسبت روز جهاني کودک
مهم ترين چيزي که انتظار مي رود در هر خانواده به آن اهميت داده شود رفتار و برخورد خوب است رفتاري که به ديگر اعضاي خانواده منتقل مي شود، مي گوييم رفتار. خود ما والدين که الگوي مهم کانون خانواده به شمار مي رويم چه قدر از درستي رفتارمان اطمينان داريم؟ تا حالا اگر مشکلي برايمان پيش آمده باشد. آيا به حلاجي رفتارمان پرداخته ايم تا ببينيم اشکال از کجاست؟
حال موضوع قابل بحث ما در مورد چگونگي رفتار با کودکان است. با توجه به تکنولوژي عصر اطلاعات و ارتباطات نوع رفتار چه تغييري کرده و چگونه است؟
والدين در خصوص نوع رفتارهاي خود با کودکان مي گويند...
والدين حوصله فرزندان شان را ندارند
کاظم پور يکي از مادران بوشهري در رابطه با رفتار والدين و کودکان مي گويد: «همه رفتارها تغيير کرده در اين دوره زمانه همه چيز تغيير کرده، هم والدين وهم کودکان. رفتارها، خلق وخوهاي همه ما تغيير کرده و فکر مي کنم دليل آن شرا يط  کنوني و وضعيت اجتماعي و اقتصادي باشد و بيشتر از همه همان وضعيت اقتصادي است که بنا به هر دليل هر شرايطي را تغيير مي دهد. امروزه همه والدين به دليل تورم و وضعيت سخت اقتصادي شاغل هستند از صبح تا ظهر گرفتار کار روزانه هستند، حتا در زمان استراحت هم به کار و گذراندن زندگي و آينده خود و فرزندان شان فکر مي کنند. کودکان هم در طول روز که هيچ ارتباطي با والدين خود ندارند شايد حتا آن ها را نبيند. و فقط هنگام ظهر يا شب آن هم وقتي است که بچه ها خوابند. تازه پدر و مادر حوصله فرزندان شان را ندارند. آن ها هم نياز به استراحت دارند و اين طوري است که روز ها  و شب ها ، ماه ها و سال ها هم مي گذرد و همين روال ادامه پيدا مي کند و شايد وضعيت از اين که هست بدتر نيز شود، تنها نتيجه اي هم که دارد دوري والدين از کودکانشان است همين دوري هاست که باعث مي شود پدر و مادر يا فرزندان نتوانند ارتباط بر قرار کنند، دوست باشند و اوقات خوبي را در کنار هم بگذراند همين است که رابطه هاي خانوادگي کم رنگ شده است.»
ايجاد ارتباط با بچه ها خيلي مشکل شده
محمدي يکي ديگر از شهروندان بوشهري مي گويد:« در اين دوه زمانه ايجاد ارتباط با بچه ها خيلي مشکل شده يعني ما والدين يا بايد اطلاعات وسيعي داشته باشيم تا بتوانيم فرزندان مان را خوب بشناسيم، يا بايد از تجربه بالايي برخوردار باشيم ولي متاسفانه مي بينيم که امروزه که دنياي تکنولوژي و عصر ارتباطات است. ارتباط خانوادگي و ارتباط مثبتي که والدين با فرزندان بايد داشته باشند ديگر نيست. نه والدين کودکان را درک مي کنند و نه فرزندان. البته بچه ها تقصيري ندارند چون کوچک اند و هيچ چيزي نمي دانند ولي والدين مي دانند آن ها موظفند که کودکان خود را بشناسند، موظفند که بدانند کودکان شان چه مي خواهند البته بخش عظيمي از آن هم به دليل شرايط اجتماعي است يعني والدين با توجه به شرايط اجتماعي زندگي مي کنند.
رفتار هم  نياز به آموزش دارد
حسيني يکي از مادران که دختر خود را به مهد کودک آورده بود مي گفت: « بچه ها يک نوع دنيايي دارند و ما بزرگتر ها يک دنيايي ديگر، بچه ها بيشتر دوست دارند با هم سن و سال هاي خود باشند دوست دارند هميشه بازي کنند خلاصه رفتار هاي کودکانه داشته باشند و در مقابل اين رفتارها پاسخ مي خواهند، پاسخ پدر و مادر و اطرافيان را، چون به غير از آن ها کس ديگري را نمي شناسند، ولي تنها محدودي از والدين هستند که مي توانند به اين نياز کودکان پاسخ دهند. همه والدين به فرزندان شان علاقه دارند و آينده فرزندان شان برايشان مهم است با اين حساب به اين نتيجه مي رسيم که حتا رفتار هم نياز به آموزش دارد. مهد کودک هايي که الان تاسيس شده اند براي بعضي از خانواده ها لازم است. بچه ها حتا در سنين کودکي نياز به آموزش دارند و فکر نمي کنم والدين بتوانند تمام وقت خود را صرف بچه ها کنند و حتا آن قدر اطلاعات داشته باشند که بتوانند به تمام سوالات آن ها پاسخ دهند حتا کودکان مي توانند رفتار صحيح را کنار مربي هاي خود تشخيص دهند، البته با کمک خود ما پدر و مادرها. خود من مدرک ليسانس دارم ولي اعتراف مي کنم که نمي توانم به طور کامل به فرزندم آموزش بدهم و حضور اين مهدهاي کودک در اين شرايط، لازم و حتا ضروري است چون بچه ها موجوداتي اجتماعي هستند و ما والدين هم اکثرا شاغل هستيم شايد خيلي کم بتوانيم با آن ها ارتباط برقرار کنيم. حتا مادران خانه دار هم نمي توانند چندان ساعات مفيدي را با آن ها سپري کنند و شايد تنها 4 يا 5 ساعت مفيد باشد. ولي مهد کودک محيطي است که به اجتماعي شدن بچه ها کمک مي کند و هم رفتارهاي مختلف بچه ها و مربي ها را نشان مي دهد. مطمئنا بچه ها مي توانند بهتر و بيشتر آموزش ببينند و رفتار خوب و شايسته اي را از خود نشان دهند.
وي در ادامه اضافه کرد شايد قبلا مهدهاي کودک چندان جايگاه مناسبي نداشت و استقبالي از آن نمي شد ولي مي بينيم که کودکان ما تغيير کرده اند. همان طور که گفتم بچه هاي امروزي خيلي اجتماعي شده اند و سطح تفکر آن ها نسبت به گذشته تغيير کرده، تنها محيطي را مي خواهند که راهنمايي شوند و کسي که رفتار مناسب را به آن ها آموزش دهد پس ما بايد بدانيم آن ها چه مي خواهند.
کودکان سزاوارند
فاطمه رنجبر به عنوان يک آموزگار در مورد رابطه با کودکان و چگونگي رفتار با آن ها مي گويد: « کودکان مانند گل هايي هستند که نبايد بگذاريم پژمرده شوند و کسي به آن ها آسيب برساند و اين روح لطيف آن ها را پژمرده نمايد. کودکان قلبي مانند درياي بيکران و زلال و دلي مانند آسمان آبي و صاف و روحي پر از عاطفه دارند پس آن ها بايد توجه و تشويق شوند رشد فکري و ذهني آن ها بالا باشد، بايد با کودکان رفتار خوبي داشته باشيم چون آن ها سزاوارند و همين برخورد و رفتارها است که آن ها را آموزش مي دهد و آينده آن ها شکل مي گيرد.
رفتارشان نشان دهنده شخصيت آدمي است
يکي ديگر از مادران مي گفت: « رفتار نشان دهنده شخصيت خود آدمي است يعني هر رفتاري که از شما سر بزند در واقع کل شخصيت شناخته مي شود وظيفه ما والدين اين است که رفتار صحيحي با فرزندان مان داشته باشيم که نه تنها با آن ها حتا با همسر و اطرافيان، به اين دليل که ما به عنوان الگويي در نظر کودکان هستيم، کودکان دقت بالايي دارند ولي قدرت تشخيص ندارند ماييم که بدون توجه به حضور آن ها رفتار ناشايستي را از خودمان نشان مي دهيم. اصلا براي داشتن رفتاري مناسب بايد آموزش ببينيم اگر خودمان نتوانيم رفتار خوبي داشته باشيم به عنوان يک ولي، چگونه مي توانيم فرزندان مان را تربيت کنيم؟ چگونه مي توانيم رفتاري مناسب شخصيت خودشان را به آن ها نشان دهيم؟ بارها بر اثر همين سهل انگاري والدين، کودکان در تربيت دچار مشکل شده اند. واقعا ما بايد اول رفتار خودمان را کنترل کنيم و بعد مواظب رفتار فرزندان مان باشيم.
کودکان تنها ناظرند
يک شهروند 35 ساله اي مي گفت: « اگر دقت کرده باشيم، بعضي از زندگي ها به طلاق ختم مي شود و زن و مرد به دليل عدم شناخت نسبت به همديگر جدايي را انتخاب مي کنند يا به عبارتي مجبور به جدايي مي شوند حال نگاهي به آن نوع زندگي بياندازيم به دليل عدم تفاهم از صبح تا شب دعوا، جر و بحث، انجام حرکات ناشايست نظير دشنام و ناسزا گفتن به يکديگر، کودکان تنها ناظرند گرچه آن لحظه سکوت مي کند و هيچ چيز نمي گويد ولي تاثيرش را گرفته چون بلافاصله بعد از آن حادثه، موقعيتي که پيش آمد حرکات والدين خود را تکرار مي¬کند بعد هم مي گوييم که اين چيز ها را از کجا ياد گرفته اي؟ در صورتي که خودمان بوديم که اين چيزها را به او ياد داديم. امروزه در بعضي از خانواده ها خشونت هست و تاثير منفي و بد آن نيز بر روي کودکان است و کودکان در اين سن هستند که اخلاق، رفتار و شخصيت آن ها شکل مي گيرد. اگر يک تاثير منفي در آن ها شکل بگيرد از همان اول ديدشان نسبت به زندگي تغيير مي کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 12:49  توسط سهیلا طالعی  |